تبليغاتX
bad boy

bad boy

بیکار شدی بیا این جا

            

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 17:25  توسط پويا  | 

آزار دادن مردم

1.روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2.سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4.وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5.کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6.همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7.جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8.روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10.از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11.در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12.به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13.وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14.وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
 
15.موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16.ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17.بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18.شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19.اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20.وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21.صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22.روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23.وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24.وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25.چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26.بادکنک بچه ها رو بترکونين

27.مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28.وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29.بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30.کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد!

31.ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32.توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33.هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34.حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35.نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36.دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37.عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38.پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39.با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41.موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42.توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43.شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44.توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45.توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46.جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47.يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48.توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49.چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50.ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:15  توسط پويا  | 

عشق یعنی

عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست وبي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 15:14  توسط پويا  | 

شعرای عشقولانه

درد عشق

درد عشقی کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش

میرود آب دیده ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه میگزی که مگوی

لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش

رنج هایی کشیده ام که مپرس

همچو حافظ ریب در ره عشق

به مقامی رسیده ام که مپرس

.........................................................................................................................

راه عشق

راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

ما را از منع عقل متر سان و می بیار

کان شخمسه در ولایت ما هیچ کاره نیست

او را با چشم پاک توان دیده چون هلال

هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که میکشد

جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

نگرفت در تو گریه حافط به هیچ روی

حیران آن دلم که که کم از سنگ خاره نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 15:13  توسط پويا  | 

غرق شدن كشتي تايتانيك

  تايتانيك در اولين ساعات روز ۱۵ آوريل ۱۹۱۲ پس از برخورد با كوه يخي در آبهاي عميق و يخ زده اقيانوس اطلس شمالي غرق شد و مشهور ترين كشتي غر ق شده تمام دوران گشت. بيش از ۲۲۰۰ مرد و زن و كودك با اين كشتي سفر ميكردند كه حدود ۱۵۰۰ نفر از آن ها در اين فاجعه كشته شدند . اين كشتي مسافري بزرگ با تجمل و شكوه بسيار طراحي شده بود و گفته بودند كه عملا غرق نشدني است . اولين سفر اين كشتي بسيار پر اهميت بود و چندين ميليونر آمريكايي هم از جمله مسافرين بودند . كشتي ۹۱۵ خدمه داشت تا انواع خدمات رفاهي را براي مسافرين هيجان زده  فراهم كنند.اما پس از فاجعه مشخص شد كه صاحب كشتي يعني شركت كشتيراني سفيد تمام جوانب امر را در نظر نگرفته بوده است . گرچه كشتي هاي ديگري كه در آن منطقه در حال عبور بودند خطر نزديك شدن كشتي به كوه يخي را اعلام كرده بودند ولي افسر مسوول بي سيم در محل خدمت حضور نداشت. ساختمان كشتي از ۱۶ بخش مجزا تشكيل شده بود و انتظار آن ميرفت كه در برابر هر گونه ضربه مقاوم باشد. اما كوه يخي ۵ بخش از كشتي را منهدم كرد و آب به درون كشتي راه يافت . بد تر از همه گنجايش قايق هاي نجات تايتانيك فقط براي  ۱۱۸۰ نفر بود كه در آن شرايط بحراني در اثر هياهو و وحشت مسافران ،بسياري از قايق هاي نجات با نيمي از ظرفيت خود از كشتي دور شدند.               
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:48  توسط پويا  | 

SMS هاي داغ

تركه ميره مشهد احساساتي ميشه ميگه:امام علي قربون لب تشنت برم كي ظهور ميكني؟هم وطن گرامي آيا ميداني لذت بوسيدن در تاريكي ده برابر روشنايي است {روابط عمومي برق}يه تركه با خدا قهر قهر ميكنه تو دفترش مينويسه به نام بعضيابند شلوارتم رفيق ولم كني آبروتو ميبرماز شيرجه جانانه شما به سمت گوشي متشكريم{سازمان تربيت بدني}به تركه ميگن برو سيدي خام بخر ميگه:صوتي يا تصويري باشهحجت عسگري"ميلاد منجي"نگين پيام عدالت"مونس امانت"ببين اينا ديشب تو پارتي گرفتن فاميلاتون نيستندمتاسفانه آموزش بستن كروات در لرستان جان عده اي از هموطنانمان را گرفتيه روز يه لره با يه تركه داشت شطرنج بازي ميكرده شاه شطرنج دق ميكنه به رشتي ميگن تا حالا زنت رو بوس كردي ميگه: اي دهنييهتركه اسم پيامبر يادش ميره ميگه: بر جمال پدر خانم حضرت علي صلواتافتخاري ديگر براي رشتي ها پوتيفار هم رشتي درآمدجوايز نفيس بانك هاي قزوين نفر سوم ۵ عدد كودك نفر دوم۱۰ عدد نفر اول   کلید مهد كودك ر شتی به زنش میگه برو مهریتو بذار اجرا بریم خونه بخریمبه ترکه میگن عروسیهت کی؟ میگه این چهار شنبه نه دوشنبه بعدیبه نام آن که طاووس را آفرید تا بو قلمونی  مثل تو قیافه نگیرهیه روز قزومینی رو با یه گونی شرت میگرن بهش میگن اینا چیه میگه :کوله باری خاطرهدلم میخواد برات بمیرم ولی حیف که پهلوانان نمیمیرنددلم هوا تو کرده نازنینم اگه کرده به تو ربطی نداره نازنینمزندگی مثل بازی شطرنجه .......البته بعضی ها مثل تو خیلی بچه اند و باید فعلا بروند همان بازی منچ رو بچسبند شما وقتی صبح ها پنجرتون باز میشه!شما وقتی ظهر ها پنجرتون باز میشه! شما وقتی شب ها پنجرتون باز میشه ! وای چه قدر پنجرتون باز میشهیه توپ دارم قلقلیه موی سرم فرفریه جک جدید نداشتم سرت کلاه گذاشتم
یه روز یه نفر میگوزه بچه هاش میزنند زیر خنده جوری که اشک تو چشماشون جمع میشه بعد بابا شون دستشو میگره رو به آسمونمیگه: خدایا هرگز این شادی هارو از بچه های من نگیریه روز یه همشهری میبینه همه ی دوستاش مبایل دارند به جز خودش بعد یه کاغذ لوله میکنه میبنده به کمرش بعد میره پیش دوستاش دوستاش میگن: این چیه ؟  میگه : اه..................دوباره فکس ریسیددر یک مجله خوندم دوست داشتن دل میخواد نه دلیل!از ته دل دوستت دارم بدون دلیل .(از سری داستان های چوپان دروغ گو)به طرف میگن پسرت رکورد المپیک رو شکسته ! باباش میگه: به من چه خودش باید پولش رو بدهیه روز بچه ای رو برق میگیره مامانش میگه:ولش نکن همین باباتو کشت!شب بود خورشید به روشنی میدرخشید. پیرمردی جوان یکه و تنها همراه خانواده اش در سکوت گوش خراش شب قدم زنان ایستاده بود و او لال بود و آواز میخواند او بسیار مهربان بود و پسرش را کتک میزد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 21:28  توسط پويا  |